آفريقاي شمالي‌1 در زير لواي موحدون متحد مي‌شد، كشورهاي شرقي (از جمله مصر) تحت‌ سلطه‌ٴ يازده سلسله قرار داشت‌. چنين تقسيمي به‌سود فعاليت علمي نبود، ولي طبعاً فعاليت‌ مورخان را بيشتر مي‌كرد؛ چون سلاطين رقيب مشتاق بودند كارهاي خود را جاودانه سازند، و اختلاف سياسي ميان ايالت‌ها، و رقابت ميان شهرها موجب مي‌شد تا تأليف روايت‌هاي‌ تاريخي تشويق گردد. با اين‌همه‌، هيچ‌كدام از اين مورخان واقعاً ممتاز نيستند، و ذكر مختصر آنان‌ كفايت مي‌كند.
سمعاني ذيل تاريخ بغداد را نوشت و كتاب اﻷٴنساب را تأليف كرد، كه تحقيق مفصلي بود درباره‌ٴ انساب و از لحاظ تاريخ شرقي‌ترين قلمرو اسلام ارزش خاصي دارد. ابن‌حمدون بغدادي‌ موٴلف مجموعه‌ٴ بزرگي از حكايت‌هاي تاريخي و ادبي است‌. علي بيهقي تاريخ بيهق را نوشت‌، و شرح حال علماي مسلمان را گرد آورد. عماره‌ٴ يمني تاريخ كشور خود را نوشت‌، و شرح حال‌ خود را كه بخشي از آن شامل مكاتباتش با وزراي مصر است‌. ابن عساكر تاريخ مفصل دمشق را نوشت‌. كتاب او، مانند تاريخ بغداد كه او از آن سرمشق گرفته‌، در اصل مجموعه‌اي از تراجم‌ احوال است‌. شامي ديگر به نام ابن منقذ از لحاظ تدوين يكي از قديمي‌ترين حسب حال‌هاي‌ مفصل درخور اعتناست‌. عمادالدين اصفهاني‌، كه در 1201، در دمشق‌، درگذشت‌، تاريخ فتح شام‌ به دست صلاح‌الدين‌، تاريخ سلاطين سلجوقي‌، و يادداشت‌هاي ديگري نوشت‌. دومين تاريخ‌ زندگي صلاح‌الدين‌، و تاريخ حلب را به يوسف بن رافع مديونيم‌. همه‌ٴ اينان در وهله‌ٴ اول‌، مورخ‌ بودند. هنوز بايد دو فيلسوف را كه آثار متنوعي نوشته‌اند ذكر كنم‌، كه برخي نوشته‌هاي آنان‌ داراي مطالب تاريخي باارزشي است‌. ابن‌جوزي بغدادي تاريخ عالم را از زمان خلقت تا سال‌1180، تأليف كرد؛ حسب حال خود را به صورت نامه‌اي به فرزندش نوشت و سه فهرست از آثار خويش تهيه كرد. تاريخ‌الدول فخرالدين رازي يك رساله‌ٴ سياسي است شامل تاريخ خلفاي‌ راشدين‌، همان موٴلف شرح حال علماي شافعي را نوشت‌، دو دايرةالمعارف فارسي‌اش هم درخور ذكر است‌.
مهم‌ترين خصوصيت اين تاريخ‌ها توجه به شرح حال است‌، كه تا آن زمان يك سنت متداول‌ اسلامي شده بود. به دو مجموعه‌ٴ تراجم احوال اشاره كردم‌، كه يكي درباره‌ٴ علماي مسلمان بود، و ديگري در باب علماي شافعي‌، ولي تاريخ‌هاي محلي و منطقه‌اي هم كه نام بردم‌، و پنج تاشان‌ به‌ترتيب مربوط است به بغداد، دمشق‌، حلب‌، يمن و بيهق در وهله‌ٴ اول‌، شامل شرح‌ حال‌هاست‌. هم‌چنين از سه حسب حال ياد كردم كه به ترتيب عماره‌ٴ يمني‌، ابن‌جوزي (همراه با


1 .وقتي از كشورهاي مسلمان سخن مي‌گوييم‌، معمولاً آفريقاي شمالي به مفهوم منطقه‌اي با حدود نامشخص است‌، شامل مراكش‌، الجزاير، تونس و شايد ليبي‌، ولي نه مصر.